اخبار برگزیده

کد خبر:309541
پ
رباطی
کارشناس بازار سرمایه

دو راهکار برای جبران کسری بودجه کشور/ بزرگترین چالش اقتصادی دولت سیزدهم چیست؟

کارشناس بازار سرمایه ضمن اشاره به بزرگترین چالش اقتصادی دولت سیزدهم، دو راهکار اساسی را برای جبران کسری بودجه کشور مطرح کرد.

کارشناس بازار سرمایه ضمن اشاره به بزرگترین چالش اقتصادی دولت سیزدهم، دو راهکار اساسی را برای جبران کسری بودجه کشور مطرح کرد.

 

*** بازار سرمایه در ایران

 

به گزارش صنایع، مهدی رباطی درباره بازار سرمایه و اهمیت آن، اظهار داشت:

بازار سرمایه در کشور ما در طول تاریخ مغفول بوده است و این موضوع دلایل مختلفی دارد.

از جمله این دلایل این است که بازار سرمایه در کشور ما نوپا است.

وقتی به کشور‌های توسعه یافته‌تر مانند آمریکا و انگلیس نگاه می‌کنید، می‌بینید که بازار سرمایه در آن‌ها بین یک تا دو قرن سابقه فعالیت دارد، اما بازار سرمایه ما در حدود ۵۰ سال است که تشکیل شده و از این میزان نیز دوره‌های قابل توجهی تعطیل بوده است.

در نتیجه این روند، زیرساخت‌ها و فرهنگ لازم این بازار موجود نیست.

اگر به سال ۹۲ بازگردیم می‌بینیم که بسیاری از وزرا هیچ اعتقادی به بازار بورس نداشتند.

امروز ما شاهد طی شدن مسیر بلوغ در عرصه‌های مختلف در کشور هستیم و اعتقاد من این است که جامعه ما یک مسیر رو به تکامل را طی می‌کند و دولتمردان ما را نیز با خود می‌کشد.

 

وی در ادامه افزود:

یکی از جنبه‌های اصلی مدرن شدن کشور، رفتن به سمت بازار آزاد است و این همان مسیری است که چین نیز به سمت آن حرکت کرده است و به نظر می‌رسد در طی کردن آن ناگزیر هستیم.

سیاست‌های اصل ۴۴ نیز که رهبری آن را ابلاغ کردند، به منظور خصوصی شدن و کم‌رنگ شدن نقش دولت در اقتصاد انجام شد.

بازار سرمایه نمادی از اقتصاد آزاد است و مسیر تکاملی بورس در ایران طی مدت اخیر به سرعت طی شد.

باید توجه داشت که طی پنج دهه گذشته، ما با استفاده از پول نفت، ناکارآمدی‌ها را پوشش می‌دادیم، اما از سال ۹۴ به این سمت در این زمینه دچار مشکل شدیم و حاکمیت به دنبال منبع مالی جدید بود.

به دلیل رکود اقتصادی و برخی ساختار‌های معیوب، امکان استفاده بیشتر از منابع مالیاتی وجود نداشت و نزدیک‌ترین منبع برای دولت بورس بود.

در نتیجه برای اولین بار شاهد بودیم که بورس و بازار سرمایه در ادبیات مقامات بلندپایه کشور مطرح شد.

چرخش به سمت بازار سرمایه به سرعت رخ داد در حالی که فرهنگ و زیرساخت‌های لازم در حاکمیت و حتی در بین مردم وجود نداشت.

در کنار این دو مسئله، به درستی از نخبگان استفاده نشد و در نتیجه با ورود سریع مردم به بورس شاهد یک رشد سریع در بازار سرمایه بودیم.

 

*** وجود حباب در بازار

 

کارنشاس بازار سرمایه در ادامه بیان داشت:

زیرساخت‌هایی که از آن صحبت می‌کنیم شامل معاملات آپشن، انواع ابزار‌های مالی، رگوله کردن بازار با انتشار اوراق مختلف، تسهیل عرضه شرکت‌ها و فروش دارایی‌ها و اموال دولت در بازار است.

هیچ‌کدام از این اتفاقات به دلیل ضعف وزارت اقتصاد رخ نداد که عدم استفاده از نخبگان و کند بودن روند تصمیم‌گیری در کشور می‌تواند از دلایل آن باشد.

بازار مانند ظرف کوچکی بود که حجم زیادی آب درون آن ریخته شد. حجم زیاد نقدینگی در کنار عدم تنظیم صحیح نرخ بهره و استفاده از ابزار‌ها باعث شکل گرفتن حباب در بازار سرمایه شد.

در این مقطع دیدیم که P به E بازار که معمولاً بین ۵ تا ۷ بود، ناگهان در تاریخ ۲۰ مرداد ۹۹ به ۳۷ رسید. یعنی چهار برابر میانگین تاریخی‌ای که تا آن زمان تجربه شده بود و P به S بازار ما نیز معمولاً بین دو تا سه بوده است، اما این عدد نیز در مرداد ۹۹ به ۱۰ رسید.

این اعداد نشان‌دهنده به وجود آمدن یک حباب در بازار بود.

در فضای سرمایه‌گذاری، اعتماد بسیار مهم است.

در شرایطی که ما شاهد تشکیل این حباب بودیم دیدیم که مسئولان کشور به طور مداوم مردم را به ورود به بورس تشویق می‌کردند.

در آن زمان ذکر کردیم که اگر بازار بخواهد اصلاح کند کسی نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد.

جمع‌بندی بنده این است که ما به سمت گسترش بازار سرمایه خواهیم رفت و امیدوار هستیم که آقای خاندوزی «در چرخه کهنه تصمیم‌گیری در وزارت اقتصاد تغییر ایجاد کند و از نخبگان استفاده کند.

 

*** تاثیر‌ اتفاقات سیاسی بر اقتصاد ایران

 

رباطی درباره تاثیر‌ اتفاقات سیاسی، اظهار  داشت:

کشوری مانند آرژانتین دارای منابع غنی طبیعی و موقعیت جغرافیایی مناسب است، اما با این وجود دهه‌ها است که درگیر تورم‌های بالا است.

در مقابل آن می‌توانیم ترکیه را مثال بزنیم که در دهه ۹۰ تورم ۱۴۰ درصدی را نیز تجربه کرد، اما با اصلاحات و تغییر رویه‌ای که در ترکیه رخ داد، شاهد کنترل تورم بودیم و به محض آنکه از آن مسیر دور شدند دوباره شاهد تورم دو رقمی در ترکیه هستیم.

طی یک دهه گذشته رشد اقتصادی ما منفی بوده است.

در ادبیات توسعه، کشوری که چنین شرایطی را دارد در مرز فروپاشی زیرساخت‌های اقتصادی قرار می‌گیرد.

رشد اقتصادی ما در شرایطی مثبت خواهد شد که تحریم‌ها برداشته شوند، نفت بفروشیم و پول آن به کشور بازگردد و در کنار آن شرکت‌های خارجی به کشور بازگردند.

این همان اتفاقی است که بین سال‌های ۷۶ تا ۸۳ شاهد آن بودیم و در این دو دوره چهار ساله، رشد ۸ درصدی اقتصادی داشتیم.

پس از آنکه از این فضا فاصله گرفتیم به تدریج روند افول آغاز شد و امروز به این نقطه رسیده‌ایم.

در کنار این موضوع، کسری بودجه ۴۵۰ هزار میلیارد تومانی را نیز باید در نظر گرفت.

 

*** دو راهکار برای جبران کسری بودجه کشور

 

وی درباره، راه‌های جبران کسری بودجه، بیان داشت:

برای جبران این کسری بودجه دو راه وجود دارد.

یکی از این راهکارها چاپ پول است و دیگری فروش اوراق.

به نظر می‌رسد اوراق به تنهایی نمی‌تواند این کسی را جبران کند و بازار کشش لازم را برای آن ندارد.

راه دیگر این است که دولت هزینه‌های خود را کنترل کند که این روش با وجود آنکه از نظر اقتصادی اهمیت دارد، اما تبعات سیاسی و اجتماعی بالایی برای دولت دارد.

ضمن اینکه اقتصاد سیاسی دولت فعلی ما با این مسئله تداخل دارد.

در حال حاضر حاکمیت وقت چندانی برای تصمیم‌گیری ندارد و باید این اتفاق به سرعت رخ دهد. در گذشته شوک‌های ارزی با فاصله زمانی هشت ساله رخ می‌دادند.

از سال ۹۲ این دوره‌ها کوتاه‌تر شدند و هم‌اکنون در حال نزدیک شدن به دوره یک ساله هستیم.

ما می‌توانیم با پذیرش اصلاحات اساسی در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در مدت کوتاهی جلوی شوک‌های ارزی و تورم افسارگسیخته را بگیریم.

اگر چنین اتفاقی رخ ندهد ممکن است به نقطه‌ای برسیم که دیگر امکان کنترل تورم را نداشته باشیم و به سمت بحران‌های جدی حرکت کنیم.

 

*** بزرگترین چالش اقتصادی دولت سیزدهم

 

رباطی در ادامه، گفت:

در حال حاضر ما در یک تناقض قرار گرفته‌ایم؛ از یک طرف دولت می‌خواهد بازار بورس را رونق دهد و از طرف دیگر اگر بخواهد برای کنترل تورم اوراق با نرخ بهره منطقی چاپ کند باعث افت شدید بازار سهام خواهد شد.

صنایع در بازار بورس وجود دارند. برخی خام‌فروش هستند یا با یک مرحله پردازش بر ماده اولیه محصول را به فروش می‌رسانند؛ مانند پتروشیمی‌ها و معدنی‌ها. برخی دیگر خودرویی‌ها و برخی شرکت‌های صنعتی هستند که زیان‌ده هستند و خلق ارزشی ندارند.

بورس در کشور ما همیشه رشد تورمی دارد و در واقع یکی از مُنتفعان این رشد تورم، سهام‌داران هستند.

در نتیجه سهام‌داران مشتاق آن هستند که نرخ بهره پایین باشد و تورم وجود داشته باشد.

این نگاه در واقع نوعی نگاهِ بخشی است، اما اگر در بعد اقتصاد کلان آن را ببینیم متوجه خواهیم شد که هر چقدر که این موضوع در ظاهر برای سهام‌داران سود آور باشد، اما در واقع به سبب تورم کلی جامعه و افزایش قیمت‌ها، چیزی به آن‌ها اضافه نشده است.

این تضاد را در برخی توییت‌های وزیر اقتصاد دولت سیزدهم نیز مشاهده می‌کنیم.

ایشان از طرفی طرفدار رونق بازار سرمایه هستند و از طرف دیگری می‌گویند که اوراق با نرخ واقعی باید منتشر شود که این نیز به چالش‌های اجتماعی دولت جدید اضافه خواهد شد.

وی در ادامه اضافه کرد:

هم‌اکنون وضعیت اوراق در کشور ما نامطلوب است. از حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان اوراق که قرار بوده تا به الآن به فروش برسد، تنها ۷ تا ۹ هزار میلیارد تومان فروخته شده است و دولت باید در حدود ۳۰ هفته که از سال باقی مانده است، ۱۹۲ هزار میلیارد تومان را پوشش دهد.

در حال حاضر ما درگیر یک اقتصاد سیاسی پیچیده هستیم و در واقع تورم در کشور ما ذی‌نفعان قدرتمندی دارد که در بالاترین رده‌های تصمیم‌گیری کشور نفوذ دارند از آن سود می‌برند.

دولت آقای رئیسی در یک تضاد بسیار بزرگ قرار گرفته است.

باید بین انضباط مالی، سیاست‌های انقباضی پولی، افزایش نرخ بهره، چاپ اوراق و یا سرویس دادن به ذی‌نفعان بازار‌هایی مانند ارز و بورس، یکی را انتخاب کند.

به نظر می‌رسد این مسئله بزرگترین چالش اقتصادی دولت جدید است.

باید دید که جهت‌گیری سیاست‌گذار به سوی کدام یک از این راه‌ها خواهد بود.

 

*** راه‌های خروج اقتصاد ایران از شرایط موجود

 

به گزارش صنایع، کارشناس بازار سرمایه در پایان، اظهار داشت:

سیاست انقباضی پولی و افزایش نرخ بهره فضای کوتاه‌مدتی برای اصلاح اقتصادی به ما می‌دهد که در نتیجه آن، یک چشم‌انداز مثبت ایجاد خواهد شد.

قرار بر این نیست که این سیاست مادام‌العمر باشد بلکه باید بر اساس شرایط اقتصادی نرخ بهره متفاوت شود.

در اینجا سیاست‌گذار با استفاده از فرصت ایجاد شده و انجام اصلاحات اساسی اقتصادی، می‌تواند تورم را کنترل کرده و پس از آن نرخ بهره را نیز کاهش دهد البته در بحث کوتاه‌مدت، موفقیت تمامی موارد وابسته به رفع تحریم‌ها است؛ چرا که رشد اقتصادی ما با وجود تحریم مثبت نخواهد شد.

در اینجا باید حتماً این موضوع را در نظر داشت که انجام اصلاحات نیازمند سرمایه اجتماعی، وجود اعتماد بین مردم و دولت و فضای با ثبات سیاست خارجی است و باید این‌ها را در کنار هم در نظر گرفت.

نظر بنده این است که دولت در شروع کار دچار چالش جدی بین وزارت اقتصاد، بانک مرکزی، سازمان برنامه و بودجه، وزارت صمت و معاون اول رئیس جمهور خواهد شد و باید دید که کدام نظرات در این بین غالب خواهد بود.

تلقی بنده این است که دولت در نهایت به سمت مواضع پوپولیستی خواهد رفت و سمت مقابل تنها می‌تواند سرعت رفتن به سمت تورم سنگین را کنترل کند.

در نتیجه این روند، ایران به سمت یک توافق کمتر از برجام خواهد رفت، اما توافق خواهد شد.

از طرف دیگر، تقریباً همین سیاست‌های موجود ادامه پیدا خواهد کرد و ما شاهد یک روند کج‌دار و مریضی خواهیم بود و بعید است که به سمت اصلاحات اساسی اقتصادی برویم.

تسنیم

 

 

انتهای پیام///

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 5 =

کلید مقابل را فعال کنید

همراه اول